no-img

اینفوتیک
گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .

ادامه مطلب

PSD
طرح لایه باز فتوشاپ PSD – ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار – کد۱۱۱۳
psd
13.8 مگابایت
CMYK
3,500 تومان

طرح لایه باز فتوشاپ PSD – ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار – کد۱۱۱۳


طرح لایه باز فتوشاپ PSD – ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار – کد۱۱۱۳

ویژگی های این طرح :

۱ – طرح لایه باز بنر شهری فتوشاپ با فرمت PSD ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار به صورت کاملاَ لایه باز بوده و می توانید هرگونه تغییرات را روی آن اعمال کنید.

۲- کیفیت اصلی طرح با کیفیت ۳۰۰DPI است و کاملا مناسب چاپ بنرهای شهری می باشد که براحتی می توانید بنا به نیاز خود با تغییر سایز در سایزهای مختلف از آن استفاده نمایید.

۳- حجم فایل ۳۱٫۷ مگابایت می باشد که به صورت فشرده با حجم ۱۳٫۸ مگابایت جهت دانلود قرار داده شده است.

۴- طرح فوق دارای کیفیت بالای جهت چاپ می باشد.

۵- مد رنگ CMYK می باشد.


ولادت

حضرت زینب کبری علیها السلام در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده، و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام، لقب و کنیه آن حضرت: نام مبارک آن بزرگوار زینب، و کنیه گرامیشان ام الحسن و ام کلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقه الصغری، عصمه الصغری، ولیه اللّه العظمی، ناموس الکبری، شریکه الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، کامله و …

پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشوای شیعیان حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامی آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها میباشد.

همسر گرامی آن حضرت، عبداللّه فرزند جعفر بن ابیطالب، بود. در کتاب اعلام الوری برای آن بانوی بزرگوار سه پسر به نامهای علی، عون، و جعفر و یک دختر به نام ام کلثوم ذکر شده است.

فرزندان حضرت زینب (س)

سبط بن جوزی درتذکره الخواص گوید: عبدالله بن جعفر را فرزندان متعدد بوده است . از آن جمله ، علی و عون الاکبر و محمد و عباس و ام کلثوم می باشند که مادر آنان حضرت زینب (س) بوده است .

پرستاری مادر

روزهایی بر حضرت فاطمه زهرا (س) گذشت که بر اساس دردهای فراوان از جمله : شکسته شدن پهلو، ورم بازو، صورت سیلی خورده و سقط جنین ، حدود۹۰ روز بستری بود. ناگفته پیداست که چنین بیماری نیاز به پرستار دارد، لذا حضرت زینب در سن ۵ سالگی از مادر پذیرایی و پرستاری می کرد و متاءسفانه طولی نکشید که به فراق مادر مبتلا گردید.

القاب حضرت زینب (س)

عالمه غیر معلمه : دانای نیاموخته فهمه غیر مفهمه : فهمیده بی آموزگار کعبه الرزایا: قبله رنجها.

نائبه الزهراء: جانشین و نماینده حضرت زهرا (س) نائبه الحسین : جانشین و نماینده حضرت حسین (ع) ملیکه الدنیا: ملکه جان ، شهبانوی گیتی

عقیله النساء: خردمند بانوان .

عدیله الخامس من اهل الکساء: همتای پنجمین نفر از اهل کساء.

شریکه الشهید: انباز شهید.

کفیله السجاد: سرپرست حضرت سجاد.

ناموس رواق العظمه : ناموس حریم عظمت و کبریایی .

سیه العقائل : بانوی بانوان خردمند.

سر ابیها: راز پدرش علی (ع)

سلاله الولایه : فشرده و خلاصه و چکیده ولایت .و لیده الفصاحه : زاده شیوا سخنی .

شقیقه الحسن : دلسوز و غمخوار حضرت حسن (ع).

عقیلی خدر الرساله : خردمند پرده نشینان رسالت .

رضیعه ثدی الولایه : کسی که از پستان ولایت شیر خورده .

بلیغه : سخنور رسا.

فصیحه : سخنور گویا.

صدیقه الصغری : راستگوی کوچک (در مقابل صدیقه کبری ).

الموثقه : بانوی مورد اطمینان .

عقیله الطالبین : بانوی خردمند از خاندان حضرت ابوطالب (و در بین طالبیان ).

الفاضله : بانوی با فضیلت .

الکامله : بانوی تام و کامل .

عابده آل علی : پارسای خاندان علی

عقلیه الوحی : بانوی خردمند وحی

شمسه قلاده الجلاله : خورشید منظومه بزرگواری و شکوه .

نجمه سماء النباله : ستاره آسمان شرف و کرامت .

المعصومه الصغری : پاک و مطهره کوچک .

قرینه النوائب : همدم و همراه ناگواری ها.

محبوبه المصطفی : مورد محبت و محبوب حضرت رسول (ص).

قره عین المرتضی : نور چشم حضرت علی (ع).

صابره محتسبه : پایداری کننده به حساب خداوند برای خداوند.

عقیله النبوه : بانوی خردمند پیامبری .

ربه خدر القدس : پرونده پرده نشینان پاکی و تقدیس .

قبله البرایا: کعبه آفریدگان .

رضیعه الوحی : کسی که از پستان وحی شیر مکیده است .

باب حطه الخطایا: دروازه آمرزش گناهان .

حفره علی و فاطمه : مرکز جمع آوری دوستی و محبت علی (ع) و فاطمه (س).

ربیعه الفضل : پیش زاده فضیلت و برتری .

بطله کربلاء: قهرمان کربلا.

عظیمه بلواها: بانویی که امتحانش بس بزرگ بود.

عقلیه القریش : بانوی خردمند از قریش .

الباکیه : بانوی گریان .

سلیله الزهراء: چکیده و خلاصه حضرت زهرا (س).

امنیه الله : امانت دار الهی .

آیه من آیات الله : نشانی از نشانه های خداوند.

مظلومه و حیده : ستمدیده بی کس .

هوش و ذکاوت

صاحب کتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذکاوت آن بانوی بزرگوار چنین می نویسد:

در اهمیت هوش و ذکاوت آن بانوی بزرگوار همین بس که خطبه طولانی و بلندی را که حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدک در حضور اصحاب پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.

و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر میکند. چنانچه ابوالفرج اصفهانی در مقاتل مینویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت کرده و میگوید: حدثتنی عقیلتنا زینب بنت علی علیهالسّلام

دقت کنیم که حضرت زینب علیها السلام با اینکه دختری خردسال (یعنی هفت ساله و یا کمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء که محتوی معارف اسلامی و فسلفه احکام و مطالب زیادی است را با یک مرتبه شنیدن حفظ کرده، و خود یکی از راویان این خطبه بلیغه و غراء میباشد.اساور من ذهب: .

فصاحت و بلاغت

کلمات دربار و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبههایی که از آن حضرت روایت شده خود قویترین دلیل بر کمال فصاحت و بلاغت آن بانوی بزرگوار میباشد. همان بانویی که امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: «اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَهٌ غَیرَ مُعَلَّمَه وَ فَهِمَهٌ غَیرَ مُفَهَّمَه» یعنی:

«ای عمّه! شما الحمد للّه بانوی دانشمندی هستید که تعلیم ندیده، و بانوی فهمیدهای هستی که بشری تو را تفهیم ننموده است»

 

در اینجا مروری کوتاه به قسمتی از خطبه آن حضرت در مجلس یزید که یکی از بزرگترین حرکتهای آن حضرت، در واقعه کربلا بود که دستگاه حکومت بنی امیه را به شدّت لرزاند میکنیم:

«به خدا قسم ای یزید، هر چه کردی بازگشت آن به سوی خودت خواهد بود، چرا که تو جز پوست خود نشکافتی و جز گوشت خود ندریدی.

 

ای یزید! در آن روزی که خداوند بدنهای پاک شهیدانمان را حاضر میکند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهی شد، امّا میدانی در چه حالی؟ در حالیکه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین بردهای. آری ای یزید! از این پیروزی ظاهری که به دست آوردهای، غرق شادی مشو، و آن عزیزان را که در کربلا به خاک و خون کشیدهای، مغلوب و مرده مپندار. که خداوند میفرماید: (کسانی را که در راه خدا شهید شدهاند مرده مپندارید. بلکه آنان زندهاند و در نزد خدای خود روزی میخورند).آل عمران: ۱۶۹

و ای یزید! برای تو همین بس که حاکم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودی کسی که این مقام را برای تو زینت داده و تورا بر گردن مسلمین سوار کرده است (یعنی معاویه)، خواهد دانست که چه جانشین بدی برای خود تعیین کرده و در روز جزا درخواهید یافت که بدترین مکان از آنِ کیست؟ و بدبختی و ضعف و زبونی شامل چه افرادی خواهد شد.

کرامات

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامی پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم، افرادی هستند که در نزد خداوند متعال دارای رتبه و منزلت رفیع و والایی میباشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشکلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام که حتی در موارد زیادی مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به برکت توسل به آن حضرت مشکلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواستههای خویش نائل گردیدهاند.

حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویی بزرگوار از این دودمان پاک است که توسل به آن حضرت برای حل مشکلات بزرگ بسیار تجربه شده است و کرامات بسیاری از آن بانوی گرامی نقل شده است.

به عنوان مثال شبلنجی یکی از علمای اهل تسنّن در نورالابصار مینویسد:

شیخ عبدالرحمن اجهوری مقری در کتابش مشارق الانوار میگوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشکلی بسیار سختی شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیدهای در مدح آن حضرت سرودم که مطلع آن چنین بود:

آلِ طاها لَکُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواکُمْ بِما لَکُمْ آلآء

و خدا به برکت آن بانوی گرامی مشکل مرا حل کرد.

زینب عالمه بود

امام سجاد (ع) خطاب به عقیله بنی هاشم ، زینب کبری (س) می فرمایند:

یا عمه انت بحمد الله عالمه غیر معلمه ، و فهمه غیر مفهمه

عمه جان ! تو عالمه ای هستی بدون اینکه معلم داشته باشی ، و فهمیده ای هستی بی آن که کسی مطالب را به تو فهمانده باشد.

زینب محدثه بود

از سخنان فاضل دربندی (متوفی به سال ۱۲۸۶ هجری ) و جز او از عالمان دیگر – رحمهم الله – ظاهر و هویدا است که آن خاتون دو سرا حضرت زینب کبری (س) علم منایا و بلایا (مرگ ها و پیشامدهای سخت ) را می دانسته ، و فرمایش امام سجاد (ع) به او:

یا عمه انت بحمد الله عالمه غیر معلمه ، و فهمه غیر مفهمه )) ؛ ای خواهر پدرم ! خدای را شکر و سپاس ، تو دانایی هستی که کسی به تو نیاموخته ، و فهمیده و درک کننده ای هستی که کسی به تو نفهمانده است .

دلیل و راهنما است به این که زینب دختر امیرالمؤ منین (س) محدثه بوده ، یعنی همه چیز (از جانب خدای تبارک و تعالی ) به او الهام می شده و در دلش آشکار می گشته است . همچنین علم و دانش او از علوم لدنیه (علومی که از استاد فرا نگرفته ، بلکه از جانب خدای عزوجل ) بوده است .

عقیله بنی هاشم

در برخی روایات است که او را مجلس علمی بود و زنان به قصد آموختن احکام دین نزد او می رفتند. این صفات برجسته که برای هیچ یک از زنان معاصر او فراهم نشده است ، زینب را از دیگران ممتاز ساخت ؛ چنان که او را (( عقیله بنی هاشم )) می گفتند و از وی حدیث فرا می گرفتند.

ابن عباس از او حدیث کند و گوید: (( عقیله ما، زینب دختر علی (ع) حدیث کرد… و این لقب بر او ماند؛ چنان که به عقیله معروف گشت و فرزندان وی را بنی عقیله گفتند. ))

ازدواج با عبدالله بن جعفر

وقتی که زینب به سن ازدواج رسید، علی برای او کسی را که در شرافت‏خانوادگی‏شایستگی همسری او را داشت ‏برگزید، خواستگاران فراوانی از جوانان محترم وثروتمند بنی‏هاشم و قریش برای زینب می‏آمدند، ولی برای نوگل خاندان پیغمبر وبانوی خردمند بنی‏هاشم، عبدالله‏بن جعفر از همه شایسته ‏تر بود.

پدر عبدالله، جعفربن ابی‏طالب است که ذوالجناحین (دارای دو بال) وابوالمساکین (پدر بینوایان) لقب یافت. جعفر، برادر تنی علی و محبوب پیغمبر بود،ابوهریره در باره جعفر می‏گوید:

پس از رسول خدا(ص)، بهتر از جعفربن ابی‏طالب کسی نبود.

جعفر هنگام ستمگری و سختگیری قریش، برای حفظ دینش به حبشه‏هجرت کرد، و وقتی که از حبشه با عده‏ای از مسلمانان به مدینه بازگشت، رسیدن اوبه مدینه با فتح خیبر مصادف شد، رسول خدا، جعفر را در بغل گرفت و بوسید وچنین گفت:

نمی‏دانم از آمدن جعفر دل‏شادترم و یا از فتح خیبر.

و نیز از رسول خدا شنیده شد که می‏فرمود:

مردم از ریشه‏های گوناگون هستند، و من و جعفر از یک ریشه هستیم‏.

جعفر با سپاهی که در سال هشتم هجرت به سوی روم می‏رفت، عازم جهاد بارومیان شد.

رسول خدا چنین قرار داده بود که فرماندهی سپاه با زیدبن حارثه باشد و اگر اوکشته شود فرماندهی با جعفربن ابی‏طالب خواهد بود.

سپاهیان اسلام رفتند، تا به‏حدود بلقاء رسیدند، در آن جا با سپاهیان هرقل روبه‏روشدند.

مسلمانان در دهکده موته جای گرفتند و جنگ خونینی در گرفت و زیددر حالی که پرچم رسول خدا را در دست داشت و جنگ می‏کرد، رومیان او را بانیزه‏های خودشان قطعه قطعه کردند.

جعفر، پرچم را به دست گرفت و به نبرد پرداخت. تااین که دست راستش از تن‏جدا شد. جعفر علم را به‏دست چپ گرفت و به نبرد ادامه داد، دست چپش هم جداشد. علم را در بغل گرفت و آن قدر پای‏داری کرد تا کشته شد. جعفر نخستین فرزند ابوطالب است که در راه اسلام کشته شده.

مادر عبدالله‏بن جعفر، اسماء دخت عمیس است، وی خواهر میمونه ام‏المؤمنین‏و سلمی همسر حمزه‏بن عبدالمطلب و لبابه همسر عباس ابن عبدالمطلب است.

 

جعفر با اسماء ازدواج کرد و او مادر همه فرزندان جعفر است. اسماء پس ازشهادت جعفر به‏همسری ابوبکر درآمد و برای او محمدبن ابی بکررا آورد و پس ازمرگ ابوبکر، علی‏بن ابی‏طالب او را گرفت، اسماء برای علی، یحیی و محمد اصغر راآورد.

واقدی در تاریخش می‏گوید که عون و یحیی را بیاورد.

شوهر زینب، عبدالله‏بن جعفر، در حبشه متولد شد، عبدالله، نخستین نوزاد است ‏از مسلمانان مهاجر به حبشه که در آن دیار به دنیا آمده است.

ابن حجر در اصابه  نقل می‏کند که رسول خدا فرمود:

«خوی و خلقت عبدالله به‏من می‏ماند» سپس دست راست عبدالله راگرفته وچنین فرمود:

«بارالها! خاندان جعفر را برقرار بدار و کسب و کار را برای عبدالله مبارک گردان‏.»

این جمله را سه بار مکرر می‏کند. و سپس می‏فرماید: « من در دنیا و آخرت سرورآن ها هستم‏.

عبدالله مردی بود بزرگ، جوان مرد، دلیر، پاک‏دامن، و مرکز جود و سخا نامیده‏شد; احسان فروشی نمی‏کرد و نیکی را نمی‏فروخت و هیچ مستمندی را از درخانه‏اش ناامید بر نمی‏گردانید. محمدبن‏سیرین می‏گوید:

بازرگانی شکری به مدینه آورد و به فروش نرفت. این خبر به عبدالله بن جعفررسید. به پیش‏کارش فرمان داد که آن شکر را بخرد و به مردم ببخشد.

یزیدبن معاویه مال گزافی به طور هدیه برای او فرستاد. موقعی که مال به دست‏ عبدالله رسید، آن را میان اهل مدینه قسمت کرد و از آن به منزل خود هیچ نبرد.

این شعر عبدالله‏بن قیس رقیات است که می‏گوید:

من مانند فرزند نامدار و سفید بخت جعفر هستم. او چون می‏دانست که مال باقی‏نخواهد ماند، به مستمندان و بی‏چارگان ببخشید و نام خود را جاویدان کرد.

و این سخن عبدالله‏بن ضرار است که در ستایش عبدالله‏می گوید:

ای فرزند جعفر، تو بهترین جوان مردان هستی و برای هر کس که در خانه‏ات رابزند و فرود آید بهترین میزبانی.

میهمانانی بسیار در نیمه شب به خانه تو آمدند، هر غذایی که خواستند آماده بود وچه سخنان شیرینی از تو شنیدند و چه گشاده رویی‏هایی از تو بدیدند.

ابن قتیبه در عیون‏الاخبار نقل می‏کند که هنگامی‏که معاویه از مکه باز می‏گشت،به مدینه آمد و هدایا ومال بسیاری برای حسن و حسین و عبدالله‏بن‏جعفر و محترمان‏دیگر قریش فرستاد.

به فرستادگان سفارش کرد که پس از رسانیدن مال، قدری درنگ کنند و ببینندهرکدام با هدایای خود چه می‏کنند. وقتی که فرستادگان رفتند که هدایا را برسانند،معاویه به اطرافیان خود روی کرده، چنین گفت:

اگر بخواهید، به‏شما می‏گویم که هر کس با هدیه‏اش چه خواهد کرد.

اما حسن، مقداری از عطریات هدیه‏اش را به زنان خود داده و بقیه را به هر کس‏که نزد او بود، می‏بخشد.

اما حسین، از کسانی که پدرانشان در صفین کشته شده و یتیم شده‏اند، شروع‏می‏کند، اگر چیزی بماند، شترهایی قربانی کرده و تقسیم می‏کند و شیر تهیه کرده‏به مردم می‏دهد.

اما عبدالله‏بن جعفر، به غلام خود می‏گوید: بدیح، قرض‏های مرا ادا کن و اگرچیزی ماند وعده‏هایی که به مردم داده‏ام انجام بده.

و اما فلان…تا آخر.

فرستادگان که بازگشتند و هر چه دیده بودند گزارش دادند، همان‏طور بود که‏معاویه گفته بود.

عبدالله در بخشش‏های خود اسراف می‏کرد، و از آن که مالش از میان برود و یابه‏دشمنانش برسد ابایی نداشت.

اگر در کفش به‏جز جانش نباشد، همان را خواهد بخشید، حاجتمند باید از خدای‏بپرهیزد که آن را تقاضا نکند.

زناشویی مبارک بارور شد; زینب دختر زهرا برای عبدالله بن جعفر چهار پسرآورد: علی، محمد، عون اکبر، عباس، هم چنان که دو دختر آورد که یکی از آن دوام‏کلثوم است که معاویه با زیرکی سیاسی خود می‏خواست او را به همسری یزیددر آورد، تا از پشتیبانی بنی‏هاشم استفاده کند. عبدالله، اختیار دختر را به‏دست‏خالوی‏او امام حسین داد، آن حضرت هم دختر را به پسر عمویش قاسم‏بن محمدبن‏جعفربن‏ابی‏طالب تزویج کرد.

 

ازدواج زینب میان او و پدر و برادرانش جدایی نینداخت، محبت امام علی‏به دختر و برادر زاده‏اش به اندازه‏ای بود که آن دو را هم‏چنان نزد خود نگاه داشت تاوقتی که علی زمام‏دار مسلمانان شد و کوفه را پایتخت قرار داد، آن دو با آن حضرت‏به کوفه آمدند و در مرکز خلافت زیر سایه امیرالمؤمنین می‏زیستند.

در جنگ‏های آن حضرت، عبدالله در کنار عموی خود ایستاده و نبرد می‏کردویکی از سرداران آن حضرت در صفین بود.

مردم که می‏دانستند عبدالله نزد دودمان پیغمبر ارزش واحترامی دارد، اوراوسیله‏ای پیش امیرالمؤمنین و دو فرزندش حسن و حسین قرار می‏دادند; چون که‏خواهش او رد نمی‏شد و امیدش ناامید نمی‏گردید.

در اصابه از محمدبن سیرین نقل می‏کند که یکی از دهقانان اراضی سواد ازعبدالله خواست که در باره حاجتی باعلی سخن گوید، علی حاجت آن مرد را برآورد.آن مرد چهل هزار برای عبدالله فرستاد، عبدالله آن را نپذیرفت و چنین‏گفت: مانیکوکاری را نمی‏فروشیم.

ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین نقل می‏کند:

وقتی که حسن‏بن علی‏از دنیا رفت، اهل بیت پیغمبر بنابر وصیتی که امام حسن‏نموده بود خواستند که آن حضرت را در کنار رسول خدا به‏خاک سپارند،بنی‏امیه اسلحه پوشیده و مانع شدند و مروان حکم چنین می‏گفت:

چه جنگ‏هایی که از صلح بهتر است؟ آیا عثمان را در دورترین نقاط بقیع دفن‏کنند، ولی حسن در خانه رسول خدا (ص) دفن شود؟ تا من بتوانم شمشیر بردارم،هرگز این کار نخواهد شد.

حسین نپذیرفت و گفت: چاره‏ای نیست جز آن که برادرش در کنار جدش‏به خاک سپرده شود. نزدیک بود فتنه‏ای روی دهد، اگر عبدالله جعفر پا در میان‏نمی‏گذاشت.

او به پسر عمویش حسین عرض کرد:

تو را به حق من که کلمه‏ای برزبان نیاوری.

عبدالله، عمو زاده خود حسن را به سوی بقیع برد و در همان جایی که مادرش‏زهرا به‏خاک سپرده شده بود دفن گردید و مروان حکم بازگشت.

زینب در آغاز جوانی چگونه بوده است؟

مراجع تاریخی از وصف رخساره زینب در این اوقات خودداری می‏کنند; زیراکه او در خانه و روبسته زندگی می‏کرده و ما نمی‏توانیم مگر از پشت پرده وی رابنگریم.

ولی پس از گذشتن ده‏ها سال از این تاریخ، زینب از خانه بیرون می‏آید و مصیبت‏جانگداز کربلا او را به ما نشان می‏دهد و کسی‏که او را به چشم دیده برای ما وصفش‏می‏کند و چنین می‏گوید – چنان که طبری نقل کرده است: گویا می‏بینم زنی را که مانندخورشید می‏درخشید و با شتاب از خیمه‏گاه بیرون می‏آمد.

پرسیدم: او کیست؟ گفتند: زینب دختر علی‏است.

هنگامی که زینب پس از شهادت امام حسین به مصر می‏رود، عبدالله بن ایوب‏انصاری در وصفش می‏گوید:

به خدا که من صورتی مانند آن ندیدم، گویا پاره‏ای از ماه بود.

 

در صورتی که این بانوی بزرگ در آن وقت در پنجاه و پنجمین سال زندگی خودبود، غریب بود، خسته و کوفته بود، مصیبت‏زده و داغ دیده بود، پس جمال زینب درآغاز جوانی پیش از آن که سالمند بشود، و مصایب جانگداز خوردش کند و جام‏داغ دیدگی را تا پایان بدو بنوشاند، چگونه بوده؟!

اما شخصیت زینب، بهتر است که – در این جا نیز – منتظر شویم تا این که حوادث‏از دلیری و پای‏داری او پرده بردارد، و او را در بهترین نمونه از دلاوری و زیربار ظلم‏نرفتن و بزرگ منشی به ما بنمایاند.

به همین زودی تعجب مورخان از ایستادگی زینب واستقامت او در برابر یزیدبن‏معاویه آشکار می‏شود.

ابن حجر در اصابه برای ما مطلبی نقل می‏کند که از قدرت زینب در سخن ونیرومندی‏اش در استدلال خبر می‏دهد.

و در آینده نزدیکی مردم آن عصر در کربلا و در مجلس استان‏دار کوفه و مجلس‏یزیدبن معاویه سخنانی از زینب می‏شنوند که فصاحت و بلاغتش همه را متعجب‏می‏کند، به همان اندازه‏ای که امروز ما را به تعجب می‏اندازد و همگی به فوق‏العادگی‏او و سخنوری او و سحر بیانش گواهی می‏دهند.

جاحظ در کتاب البیان والتبیین از خزیمه اسدی نقل می‏کند:

پس از شهادت امام حسین وارد کوفه شدم و سخنان پر مغز و شیوای زینب راشنیدم، من ناطق‏تر و گوینده‏تر از او زنی را ندیدم. گویا از زبان امیرالمؤمنین علی‏بن‏ابی‏طالب سخن می‏گفت.

این شمایل زینب است‏به طوری که او را در کربلا دیده‏ایم، و چنان که در زمان‏جوانی‏اش نمونه‏ای از فضایل برای ما نمایان شده، زیرا می‏شنویم که او در مهربانی ورقت قلب به مادرش و در دانش و پرهیزگاری به پدر مانند بوده.

و چنان که بعضی از روایات می‏گوید: زینب دارای مجلس علمی ارجمندی بوده‏که زنانی که می‏خواستند احکام دین را بیاموزند، در آن مجلس حاضر می‏شده و کسب‏دانش می‏کرده‏اند.

صفات برجسته‏ای در زینب جمع بوده که هیچ یک از زنان عصر او دارا نبوده‏اند،لذاست که «بانوی خردمند بنی‏هاشم‏» گردید. ابن‏عباس که از او روایت می‏کند،می‏گوید: «بانوی خردمند ما زینب دختر علی چنین گفت‏.»

زینب، بدین لقب به طوری معروف شده بود که وقتی «بانوی خردمند» می‏گفتند،زینب فهیمده می‏شد. فرزندان او به چنین لقبی افتخار می‏کردند و به «زادگان بانوی‏خردمند» شناخته شده بودند.

شهادت آن حضرت

حضرت زینب سلام الله علیها در شب یک شنبه ۱۵ رجب سال ۶۳ هجری قمری در ضمن سفری که به همراه همسر گرامیشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، شهادت رسیده و بدن مطهر آن بانوی بزرگوار در همانجا دفن گردید.

و مزار ملکوتی آن حضرت اینک زیارتگاه عاشقان وارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام میباشد.



تصاویر پیش نمایش
طرح لایه باز فتوشاپ PSD – ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار – کد۱۱۱۳-1
طرح لایه باز فتوشاپ PSD – ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار – کد۱۱۱۳-1
برچسب‌ها :
, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,